محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

376

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 208 امير بودم و اكنون فرودستم ! « أيّها النّاس إنّه لم يزل أمري معكم على ما أحبّ حتّى نهكتكم الحرب و قد و اللّه أخذت منكم و تركت و هي لعدوّكم أنهك . لقد كنت أمس أميرا فأصبحت اليوم مأمورا و كنت أمس ناهيا فأصبحت اليوم منهيّا و قد أحببتم البقاء و ليس لي أن أحملكم على ما تكرهون . » ترجمه اى مردم ! همواره كار من با شما به دلخواه من بود تا آن‌كه جنگ شما را ناتوان كرد ، به خدا اگر جنگ كسانى را از شما گرفت و جمعى را گذاشت ، براى دشمنانتان نيز كوبنده‌تر بود من ديروز فرمانده و امير شما بودم ، ولى امروز فرمانم مىدهند ، ديروز بازدارنده بودم كه امروز مرا بازمىدارند ، شما زنده ماندن را دوست داريد و من نمىتوانم شما را به راهى كه دوست نداريد اجبار كنم .